راسل ايكاف (RUSSEL ACKOFF) معتقد است برنامه ريزي تعاملي ابزاري است براي كنترل تغيير و آثار آن و افزايش سرعت سازگاري با تغييراتي كه به كنترل درنمي آيند
ايكاف نقش برنامه ريزي را در ترسيم آرمان آينده براي استفاده بهينه از توانائيهاي يادگيري و سازگاري و به عبارت ديگر توسعه، جستجو مي كند.
به زعم او گرايش تعاملي در برنامه ريزي تنها رويكردي است كه به توسعه فرد و سازمان و اجتماع و بهبود كيفيت زندگي مي انجامدو بهترين امكان را براي مقابله با تغييرات پرشتاب، پيچيدگيهاي سازماني و ناپايداريهاي محيطي فراهم مي آورد
برنامه ريزي عملياتي عبارت است از انتخاب وسيله ها براي رسيدن به هدفهاي كوتاه مدت.
برنامه ريزي تاكتيكي عبارت است از انتخاب وسيله ها و هدفهاي كوتاه مدت براي رسيدن به هدفهاي ميان مدت.
برنامه ريزي راهبردي عبارت است از انتخاب وسيله ها و هدفهاي كوتاه و ميان مدت براي رسيدن به ايده آلها و برنامه هاي بلندمدت.
مهمترين محصول برنامه ريزي فرايند آن است نه محصول آن يعني برنامه. بنابراين، فايده اصلي آن درگير شدن در فرايند است. ازطريق مشاركت در برنامه ريزي تعاملي است كه اعضاي يك سازمان توسعه مي يابند. هيچ كس نمي تواند براي ديگري به طور موثر برنامه ريزي كند. بهتر است شخص براي خودش برنامه ريزي كند حتي اگر اين برنامه ريزي بد باشد تا ديگران براي او برنامه ريزي كنند حتي اگر اين برنامه ريزي خوب باشد. دليل اين امر درمعناي توسعه نهفته است: افزايش آرزو و توانايي ارضاي آرزوهاي خود و ديگران. اين توانايي و آرزومندي ازطريق برنامه ريزي توسط ديگران افزايش نمي يابد بلكه برنامه ريزي براي خويشتن آن را به ارمغان مي آورد.
البته برنامه ريزي اغلب به صورت غيرمداوم انجام مي شود. اما باتوجه به رويدادهاي غيرقابل پيش بيني، هيچ برنامه اي هرقدر با دقت هم تهيه شده باشد مطابق انتظار پيش نمي رود. شايد مهمترين دليل براي برنامه ريزي مداوم آن است كه سودمندي اصلي آن در درگير بودن با آن است. پس آن را نبايد متوقف كرد.
ایكاف نقش برنامه ریزی را در ترسیم آرمان آینده برای استفاده بهینه از توانائیهای یادگیری و سازگاری و به عبارت دیگر توسعه، جستجو می كند
بنابراین، گرایش تعاملی به جای بهادادن به بهترین عملكرد در زمان مشخص و تحت شرایط مشخص به بهبود عملكرد در طول زمان ارج می گذارد. هدف آن حداكثر كردن توانایی یادگیری و سازگاركردن یعنی توسعه است.
باید توجه داشت كه اصلاح نمی تواند كاری صورت دهد، دگرگونی لازم است. اصلاح متوجه تغییر وسایلی است كه سیستم به كار می گیرد برای رسیدن به اهداف خود، دگرگونی شامل تغییراتی است در اهداف. این تفاوت همان است كه پیتر دراكر می گوید، كارها را درست انجام دادن (اصلاح) و كار درست را انجام دادن (دگرگونی(
هرقدر فرد يا سازمان يا كشور يا سيستمي توسعه يافته تر باشد كمتر تحت تاثير محدوديت منابع قرار خواهدگرفت.
منبع: تدبیر - شماره 166
بسیار عالی بود. سوالی که اینجا بوجود می آید موضوع عدم برنامه ریزی و Intentional Approach است! آیا این دو مفهوم می توانند یکدیگر را به چالش بکشند؟
پاسخ دادنحذفارادتمند شما
م. علوی
دعای افطار همه ایرانیان: خدایا ریشه ظلم را بخشکان و قوم الظالمین را نابود کن!